داستان کوتاه انگلیسی چکاوک و شکارچی پرنده با ترجمه فارسی

داستان کوتاه چکاوک و شکارچی پرنده از جمله داستان هایی است که می تواند برای ما مفید باشد

زیرا پیام داستان این است که هرگز به دشمنت اعتماد نکن Never trust your enemies

این داستان کوتاه انگلیسی که با ترجمه فارسی به شما مخاطبان عزیز سایت گوئج لند ارائه شده است
در سطح متوسط است و مناسب افرادی است که می خواهند Reading خود را تقویت کنند

روند داستان چکاوک و شکارچی طوری است که ما می توانیم کلمات مترادفی مانند

پرنده ، پرواز ، شکارچی ، صیاد ، دام (تله) ، طعمه  را بیابیم که قطعا” در مکالمات مربوط به شکار کاربرد دارد

در ابتدا متن اصلی این داستان کوتاه قرار داده شده و سپس ترجمه آن خدمت شما عزیزان ارائه گردیده است

 

داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی
داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی

داستان شکارچی پرنده و چکاوک 

روزی یک شکارچی پرنده در حال گذاشتن دام هایی در یک علفزار بود. یک چکاوک زیبا روی درختی نشسته بود و او را از فاصله دور تماشا میکرد.

چکاوک کنجکاو شد و از مرد صیاد پرسید : ” چه میکنی؟”

مرد شکارچی با خود فکر کرد اگر بتواند چکاوک را فریب داده و اورا در دام بیاندازد، میتواند با قیمت خوبی آن را بفروشد.

برای مدتی فکر کرد و پاسخ داد: ” چکاوک زیبا، تصمیم دارم برای اجتماع پرنده ها دهکده ای بنا کنم و حالا در حال ساخت اولین خانه ام”.

بعد از پهن کردن دام، صیاد در پشت بوته ها پنهان شد.

در همین زمان چکاوک که حرف های مرد صیاد را باور کرده بود. پرواز کنان خود را به دام رساند و روی آن نشست.

بعد از خوردن طعمه ها وقتی قصد داشت پرواز کند متوجه شد که در دام مرد صیاد اسیر شده است. وقتی چکاوک در حال تلاش برای فرار از تله بود ، مرد صیاد نزدیک شد و اورا در قفس انداخت.

چکاوک گفت : تو دوست حیله گری هستی. اگر این دهکده ای است که میخواهی برای پرنده ها بسازی مطمئن باش پرنده های زیادی ساکن آن نخواهند شد.

پایان

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن