داستان کوتاه انگلیسی شیر با ترجمه فارسی

داستان کوتاه شیر به زبان انگلیسی و با ترجمه فارسی خدمت شما مخاطبان عزیز ارئه شده است

داستان ها همواره برای ما انسان ها بسیار جذاب اند و کودکان هم نیز مانند ما از شنیدن آن لذت می برند

پس چه خوب می شود که هم با خواندن داستان لحظات جذابی داشته باشیم و هم زبان انگلیسی خود
را تقویت کنیم و هم از آن ها درس عبرت بگیریم

داستان شیر به ما می آموزد که اگر نمی توانی با کسی بجنگی با او دوست شو یا در ضرب المثل فارسی
هم چنین آمده است که هزار دوست کم است و یک دشمن زیاد

این داستان کوتاه انگلیسی برای مبتدیان هم بسیار خوب است و سطحی متوسط دارد زبان آموزان
در این داستان نام چند حیوان را یاد می گیرند و با اصطلاحات حیات وحش نیز آشنا می شوند

این داستان کوتاه انگلیسی برای کودکان نیز کار برد زیادی دارد زیرا به غیر از جذابیت بسیار آموزنده است

داستان کوتاه انگلیسی شیر با ترجمه فارسی

داستان شیر

یک پلنگ پادشاه با خوشحالی زیاد بر قلمرو خود فرمانروایی میکرد.

چندی بعد، یک توله شیر در قسمتی دور از قلمرو پادشاهی پلنگ به دنیا آمد. پلنگ بسیار متاسف بود چرا که این توله شیر پدر نداشت. اما روباه که نخست وزیر پلنگ بود میدانست که توله شیر وقتی بزرگ شود مشکلی بزرگ به وجود خواهد آمد.

شیرها همیشه به رابطه دوستی احترام میگذارند و هرگز بدون دلیل با حیوانات دیگر نمیجنگند. بنابراین او به پلنگ توصیه کرد : عاقلانه است که با توله شیر رفتار مسالمت آمیزی داشته باشیم تا قدرت او را کنترل کنیم.

پلنگ پادشاه به این نصیحت گوش نکرد، سالهای زیادی گذشت ، توله شیر به یک شیر بزرگ تبدیل شد، او شجاع و تیزبین بود. او شروع به قدرت نمایی کرد. روباه دوباره به پلنگ التماس کرد : قبل از اینکه او ما را کاملا از بین ببرد قسمتی از قلمرو را به او بده ، بعضی از گاوها و حیوانات دیگر را به شیر بدهیم تا از آنها تغذیه کند ، ما میتوانیم در امنیت در قسمت دیگر قلمرو زندگی کنیم.

پلنگ دوباره پیشنهاد روباه را رد کرد و گفت : من هیچ بخشی از قلمرو ام را به او نمیدهم.

خیلی زود شیر به قدری قدرتمند شد که به آرامی تمام قلمرو پلنگ را از او گرفت و به جای او پادشاه شد.

اگر شخص قوی در زندگی شما وجود دارد ، مطمئن شوید که او دوست شماست.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن