داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه | مورچه و مگس

داستان کوتاه انگلیسی مورچه و مگس داستان آموزنده ای است که در قالب دو حشره بیان شده

این داستان افراد را تشویق می کنند تا قبل از این که در پی ایراد دیگران باشند ابتدا نگاهی به خود بیاندازند.

این داستان کوتاه انگلیسی به دلیل نگارش ساده ای که دارد هم برای کودکان مناسب است و هم برای افراد مبتدی

در ترجمه این داستان دقت کافی شده تا شما مخاطبان عزیز بتوانید ارتباط خوبی با این داستان برقرار کنید.

داستان

داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه
داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه

ترجمه

داستان مورچه و مگس

روزی یک مورچه و یک مگس بر سر اینکه چه کسی مهمتر است با هم جنگ می کردند.

مگس گفت : مورچه فکر میکنی چه هستی؟ چطور حتی تصور می کنی خودت را با من مقایسه کنی. به من نگاه کن، تو مجبوری سخت کار کنی اما من وقتم را صرف خوشگذرانی و آموزش می کنم. من به معابد پرواز می کنم و طعم نذورات را می چشم، من می توانم روی تاج پادشاه بنشینم و پیشانی ملکه را ببوسم. من کار نمیکنم و با این حال بهترین زندگی را دارم.

مورچه پاسخ داد: خیلی مغرور نباش، تو وقتی وارد معابد می شوی منفور هستی. به محض نشستن روی تاج شاه و یا صورت ملکه تو را از آنجا دور میکنند. تو اوقات سختی نداری چون تنبل هستی. در زمستان از مدفوع گاوها تغذیه میکنی، به من نگاه کن ، من سخت کار میکنم و برای زمستان یک انبار آذوقه از دانه ها دارم، آن وقت زمانی که شما از سرما می لرزید من در خانه دنج خود در امنیت و آرامش هستم، من آماده ام تا در هر فصلی از سال زندگی کنم.

به اشتباهات خود نگاهی بیاندازید، قبل از اینکه اشتباهات دیگران را پیدا کنید.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن